close
متخصص ارتودنسی
مجله ی شعر انتهای هستی - مطالب ارسال شده توسط admin
مجله ی شعر برای همه ایرانیان
مجله شعر انتهای هستی
پنجشنبه 23 خرداد 1392 ساعت 15:53 | بازدید : 668 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

حضورتان را در مجله شعر انتهای هستی خوش آمد می گوییم.

امیدواریم مجموعه ای فراهم آید از شعر شاعران امروز تا جریان شعر فارسی را در این مجله شاهد باشیم.

شما شاعران محترم می توانید با عضویت در این سایت از منوی کاربریتان، بخش نوشتن اشعار، 

اشعارتان را به صورت مستقیم به نمایش بینندگان سایت در آورید.

 

در صورت امکان اشعارتان را با عکس خود و یا یک عکس دلخواه قرار دهید 

 

به امید شکوفایی شعر فارسی

 

 

 

 


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 27


زندگی
پنجشنبه 11 مرداد 1397 ساعت 14:57 | بازدید : 28 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

زندگی شاید

آن نگاهیست 

که در نگاه تو خود را گم کرد و 

هیچگاه بر نگشت 

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , سپید ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 1


عباس کیارستمی
شنبه 19 تير 1395 ساعت 14:25 | بازدید : 220 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

تنهایی

نتیجه ی توافق های بی قید و شرط

با خودم

 

عباس کیارستمی

 

 

برچسب‌ها: عباس کیارستمی ,

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , موج نو ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 1


دروغ در کینه و نفرت
جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 13:1 | بازدید : 251 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

چ

 

 

 

کسی که کینه و نفرت خود را مخفی کند دروغگو است

 

 

 

 

 

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , شعر جهان , شعر آسیا ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 1


تولد
یکشنبه 02 خرداد 1395 ساعت 14:50 | بازدید : 288 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )



شاعر : عبدالرضا قنبری 

اما تو 
هیچ 
یادت هست 
تمام سارها را 
در خواب من پراندی! 
این عادت تمام سارهاست 
با هر تولدی 
پر می کشند

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , سپید ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 4


اشعاری از گروس عبدالملکیان
پنجشنبه 19 فروردين 1395 ساعت 20:42 | بازدید : 279 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

 

 *

دریای بزرگ دور 
یا گودال کوچک آب 
فرقی نمی کند 
زلال که باشی 
آسمان در توست

 

 

 *

پرواز هم دیگر رویای این پرنده نبود
دانه دانه پرهایش را چید
تا بر این بالش خواب دیگری ببیند!

 

 *

 ندیده ای؟!

همان انگشت که ماه را نشان می داد
ماشه را کشید... 

 

 

 

گروس عبدالملکیان

برگرفته شده از shere.blog.ir


موضوعات مرتبط: شعر فارسی , سپید , شعر جهان ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 1


تنهایی
جمعه 13 فروردين 1395 ساعت 15:5 | بازدید : 194 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

تنهایی به شکل دلهره

با لبی نیمه باز

به تکرار زندگی دلبسته است

کاوه _الف

برچسب‌ها: شعر تنهایی , jkihdd ,

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , سپید ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 2


وقتی که مرگ مارا برباید
جمعه 30 مرداد 1394 ساعت 1:8 | بازدید : 259 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

وقتی که مرگ مارا برباید

تو را و مرا

نباید که درپایان راهمان

علامت سوالی برجای بماند

تنها نقطه ای ساده

همین وبس

چرا که ما درحیات کوتاه خویش

فرصت های بی شماری داریم که دریابیشان

مارگارت بیکن

موضوعات مرتبط: سپید , شعر جهان , شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 5


برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
جمعه 30 مرداد 1394 ساعت 0:44 | بازدید : 324 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است

سخن بگوییم

 

مارگارت بیکن


موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 5


هه ردی شه فیق"یکی از شاعران سبک نو کردستان
دوشنبه 22 تير 1394 ساعت 0:14 | بازدید : 255 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )


هه ردی شه فیق"یکی از شاعران سبک نو کردستان است.در بسیاری از سایتها'روزنامه ها و مجلات در مورد آثار ادبیش مطالبی نوشته اند.در مجلات و روزنامه های معتبر کردستان شعر'داستان و نامه های ادبیش منتشر شده .مولف کتابی به نام "تندیسی از استخوان" است.در بسیاری از شهرهای کردستان 
شب شعر برگزار کرده است.تعدادی از شعرهایش به زبانهای عربی و انگلیسی ترجمه شده است. 




تاچاو بڕكات مرۆڤ بەدبەختیەكە بێسنور 
جاڵجاڵۆكە چەند ئاسودەیە 
منەتی قاڵی چنێك ناكێشێت فێری كردووە 
بەئاسمانەوە ماڵەكەی بچنێت 
تۆ سەیری كە یارۆ مرۆڤ چ بەدبەختییەكە! 
قەلەڕەش چەنێك عەبەسییە بەبێئەوەی كافكاو هیدایەت بناسێت ! 
ئاسك چەنێك جادوكارە ڕاوچی ئەخاتە داوی چاوەكانی! 
كوكوختی چ مۆسیقارێكە هەربەمنناڵی كەمانێك لەگەرویدا ئەژەنێت ! 
گوێچكەماسی چەند زەنگینە بەمرواریەكەوە لەدڵیدا 
دراوسێیەكی نییە لەئیرەیی! 
گورگ چەنێك دەرونی ڕوناكە لەتاریكیدا تاڵەمو ئەبینێ ! 
بەبێ ئەوەی چەكی كردبێتە شان،دوپشكە لەجیڤارا شۆڕشگێڕترە 
سكی ئەكات بەسفرەی بێچووەكانی 
خودایە تاوس چەنێك دڵی خۆشە بەبێ ئارایشت ، 
ئەو هەموو جوانییەی هەیە 
كیسەڵ چەنێك بەختەوەرە لەقاوغەكەیدا كرێی خانوو نادات! 
................................................................... 
تا دلت بخواهد انسان بدبخیست بی حد و مرز 
عنکبوت چقدر راحت است 
که منت فرش بافی را نمی برد یاد گرفته 
که خانه اش را در هوا ببافد 
تو بنگر که انسان چه موجود بدبختیست 
کلاغ چقدر عبث است بدون اینکه کافکا و هدایت را بشناسد 
آهو چه جادوگریست که شکارچی را در دام چشمانش می اندازد 
قمری چه موسیقی دانیست که از بچگی کمانی در گلویش می نوازد 
صدف چه ثروتمند است با مرواریدی در قلبش 
همسایه ای ندارد از حسادت 
گرگ چقدر درونش روشن است که در تاریکی تار مویی را می بیند 
بدون آنکه تفنگی داشته باشد، عقرب از چگوارا انقلابی تر است 
شکمش را سفره بچه هایش می کند 
خدایا طاوس چقدر شاد است بدون بزک

موضوعات مرتبط: موج نو ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شعرچه کردی؟
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت 19:20 | بازدید : 287 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

*** شعرچه کردی؟ ***(1) 

******************************************* 

شعرچه کردی که چومجنون شدم 

دردلِ ِ هر حا د ثه ،مد فون شد م 

منتظر ِ یک غَزلَت بوده اند 

تا خفقا ن سَر به سَرَت بوده اند 

روز ِغریبی شده ای، روزگا ر 

برسرِ هر ره، قمه ای یاد گا ر 

عشق دراین زیرزمین، خفته است 

خسروِاین عشق چنین، گفته است 

آ ه ِ فروغ وغمِ ِ سیمین/ تویی - 

آ ن اخوان وغم ِد یرین/ تویی - 

ا ی قلمت خنجرِ/ آهیخته - 

دردلِ ِ تو زهرِ/ جنون/ ریخته 

شعر تویی/ معبرِ ماه و پلنگ - 

دردل ِشب /همرهیِ ِراه وسنگ 

داغ ِ دل ِ " کَد کنیان " گردنت- 

نیمه شبی سرد ، چنان بردنت- 

تا دلشان خواست تو را هی زدند 

با کامیون یک شبه در ری زدند 

با همه شاعر ، همه یکریز ، پل 

سیم به گردن خفه / یکریز، گل 

شعر مَیا / از کا میون دور شو 

ور نه چو یاران/ به لَب گور شو 

سیم به گردن ، چه کسی دار زد؟ 

بی رگ بد مست / به هشیار زد 

ای همه در زیز ِ پل ِ دار ِ تو 

ای همه بیدار / ز هر کارِ تو 

گفته ی تو حرفِ تفنگ است و بَس 

کارتو در پل همه نَنگ است و بَس 

 

*************************************** 

***هاشم توکلی*** 

 

 

( کدکنیان امثال دکتر شفیعی کدکنی ) 

 

برچسب‌ها: شعرچه کردی ,

موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 7


مهتابی ترین کلمات ِدلم را...
جمعه 22 اسفند 1393 ساعت 23:55 | بازدید : 319 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

*** مهتابی ترین کلمات ِدلم را... *** 
*************************** 
هنوز هم از خیابان ها 
از کوچه های تب دار 
می گذرم 
از بغض ِتنگ ِ دریچه ی اتاق) 
دوریت را به سوگ می نشینم 
و به یاد می آورم 
جوانی ِرفته ی خویش را 
بیا 
(برایِِ ِ تو خوابی دیده ام) 
هنوزهم 
مهتابی ترین کلمات ِ دلم را 
به داری آویخته ام 
تا ویرانی اش با تو باشد 
و تو 
در انزوای دلگیرِ پیله ی خویش 
نشسته ای 
تا پروانه ای شوی 
(ساعت های بی عقربه) 
مرا 
چا گذاشته اند 
بیا 
تاعصرهای منگ ِتنهایی 
باغروب های دلگیری از تشویش 
و هیمه های گر گرفته ی آتش 
سرد ترین 
سکوت ِ تو را 
و تلواسه های مرا 
آب کنند. 
**************** هاشم توکلی **************** 


موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


علیرضا روشن
پنجشنبه 07 اسفند 1393 ساعت 0:14 | بازدید : 271 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

1.

خوش به حالت

پیش خودت هستی

 

 

2.

برق رفته است

کبريت مي کشم و شمع را روشن مي کنم

مبل و صندلي هستند

ميز و ديوار و چيز هاي ديگر هم

از تو اما فقط يک جاي خالي مانده است

جاي خالي ِ دستت بر قاشق

جاي خالي ِ پايت در کفش

جاي خالي ِ حضورت در من

 

3.

احساس ِ مسافري را دارم

که بايد برود

و نمي داند به کجا

بليت سفر به ناکجا را

من سال هاست در مشتم مي فشرم

کجاست راننده

تا لگد به در ِ مستراح ِ بين راهي ِ اين زندگي بکوبد

فريادم بزند که جا نماني

کجاست

 

4.

 

ماشين را براي ِ خودش نگه داشت

خودش را پياده كرد

خودش را به خانه برد

براي خودش چاي ريخت

خودش را به رختخواب برد

و خودش را دلداري داد

كسي

كه به خودش پي برده بود

 

5.

خلال ِ آخر کبريت را

باد!

بگذار سيگارم را روشن کنم

من آرزو به دلم

تو ديگر آزارم نده

 

 

منبع: شعر و دنیایی که میسازد

 


موضوعات مرتبط: دل نوشته ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 12


*** کوبانی سرفصل خونین ***
سه شنبه 21 بهمن 1393 ساعت 14:44 | بازدید : 239 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

*** کوبانی سرفصل خونین *** 

*************************** 
ای دردِ روزگار 
چند ماهی است فریادت را شنیده ام 
فریادت به آسمان رسید 
وگوش ِجهانیان شنید 
شرمساریِ ِ دشنه به دستی حرامی را 
بر گلوی انسانیت دیده ام 
وچنان از خویش بریده ام 
که سر ِانسان را نه، انسانیت سر بریده اند 
کوبانی در تو تنها، نیست گورهایی دسته جمعی 
در تو تنها نیست این خوابی که آشفته است 
در روح تمام مادران و کودکانِ ِ خویش 
درتو تنها نیست رویای زنان و کودکانی را که 
بمب وحشت، آشفته است 
برگونه هایت کبودی و درچشمهایت هراسِ ِ نهفته دیده ام 
در گورهایت کتابهایی از شعر دیده ام 
که در دهانشان خاک و گلوله بود 
و من از خود ، بریده ام 
تاول هایت خواهند نوشت و تاریخ خواهدخواند 
ای رنج ِ روزگار 

فریاد صخره ها،در دل کوه شنیده ام - 
از حکم خدای داعشیان 
کوبانی، ای اسیر 
قتل عامت همه را دیده اند 
(پیش ازآن که قطره آبی تورا دهند) 
سر بریده اند 
اما تو ققنوسی ، و این را شنیده ام 
دوباره خواهی خاست 
از خاکسترت دوباره خواهی خواند 
ای رنج بی قرار 
سرمشقِ ِ روزگار 
ای شعر ماندگار. 

********** هاشم توکلی **********بهمن ماه93 
 

 


موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 7


ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا
پنجشنبه 16 بهمن 1393 ساعت 1:54 | بازدید : 284 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا ... خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تورا ...التفاتی به اسیران بلا نیست تو را

 

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تورا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا؟

موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


*** پیاله ای پر کن ***
سه شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 22:0 | بازدید : 295 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )


*** پیاله ای پر کن *** 
مرا به چشم سیاهت ، شبی تو مهمان کن 
به شوق هرم نگاهت ،شراره برجان کن 

به دشت سینه ی گرمت، گلی بکارم من 
تو کبک ِ سینه سپیدم ، قدم خرامان کن 

نیامدی که بیایم ، دلم گرفت امشب 
درآرزویِ ِ نگاهت ، نگاه برجان کن 

هزارسال گذشته است، که رفته ای انگار 
به یک نگاه و دمی ،داغ دیده جبران کن 

سراغ روی چوماهت، از آسمان دارم 
ستاره ای و شهابی، شبم چراغان کن 

شلال زلف تو، یلدای هرشبم بوده است 
انار امشب ِ یلدا ، مرا تو مهمان کن 

عزیزباده فروشم ، "پیاله ای پر کن" 
که من خماروخموشم ،مراتودرمان کن 



************هاشم توکلی*********** 


موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 13


***خواننده های شعر ِمن***
سه شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 21:58 | بازدید : 246 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

***خواننده های شعر ِمن*** 

*********************** 

سال های سال 

گشتم در پی خواننده های ِشعرِخود 

در روزِ روشن 

گشته ام 

درمیانِ ِ خسته گان ِ ظلمت و 

بیدارِشب 

دنبال آنان رفته ام 

هرچند خود خوکرده ام 

در شهر ِ شب 

آنان که از شب 

روز را 

باهرنگاه تازه ای، خود دیده اند 

هم ستم 

هم ستمگر را 

امین ِشحنه ی ساطور دست ، 

از شبی در روشنای روزِخود 

را دیده اند 

خورده گان ضربه ی 

بیدارِ 

شب . 

 

 

 

---------------------هاشم توکلی----- 

 

 

 

 

موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 12


هه ردی شه فیق
چهارشنبه 24 دي 1393 ساعت 14:51 | بازدید : 230 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

"هه ردی شه فیق"یکی از شاعران سبک نو کردستان است.در بسیاری از سایتها'روزنامه ها و مجلات در مورد آثار ادبیش مطالبی نوشته اند.در مجلات و روزنامه های معتبر کردستان شعر'داستان و نامه های ادبیش منتشر شده .مولف کتابی به نام "تندیسی از استخوان" است.در بسیاری از شهرهای کردستان 
شب شعر برگزار کرده است.تعدادی از شعرهایش به زبانهای عربی و انگلیسی ترجمه شده است. 
.... 

من دیوار و آسمان‌ها را جا گذاشتم 
از کوە‌های سنگی و لالەزارها گذشتم 
یک وقت‌هایی پرندە بودم در آسمان 
وقت‌های دیگری هم گرگ بودم در زمین 
من می‌بایست همەی کیهان را بە دنبال خوشبختی طی بکنم 
آسمان‌های زیادی دیدم کە برای پرواز نبود، 
با این حالی اما من، پرندە بودم 
زمین‌های زیادی دیدم برای گذشتن نبودند 
آهوان زیادی دیدم کە چشم‌هایشان پُر بود از چاقو 
اما من تبدیل نشدم بە پلنگ 
می‌بایستی همین گونە ادامە بدم تا آن قلەای کە می‌رسیدم، نایستم. 
چگونە گلولە درون تن می‌ایستد 
اینگونە در دلش ایستادم 
اما او دیگر رفت 
----------------------- 
من دیوارو ئاسمانەکانم بەجێهێشت 
بەناو شاخ و لالەزارەکانا ڕۆیشتم 
جارێک باڵندەبووم لەئاسمان و 
جارێکى تر گورگ بووم لەزەمین 
من دەبوو هەمووکەون بەدواى بەختەوەریدا تەیبکەم 
ئاسمانى زۆرم بینى هی فڕین نەبوو 
کەچى من هەرباڵندەبووم 
زەوى زۆرم بینى هى ڕۆیشتن نەبوو 
ئاسکى زۆرم بینى چاوەکانیان پڕبوون لەچەقۆ 
بەڵام من نەبووم بەپڵنگ 
ئەبوو هەروا بڕۆم تائەولوتکەیەى ئەیگەمێ پشونەدەم 
وەک چۆن گوللە لەنێو گۆشتدا ئەوەستێت 
ئاوا لەناو دڵیداوەستام 
بەڵام ئیتر ئەوڕۆشت 
---------------------------------- 
من بهنگام تماشای گل حیاط خانه‌یمان ریحان شدم، 
نامزدم بهنگام تکرار آواز خیال، خیال. 
همسایەمان بە دنبال پول تبدیل شد بە پول 
و یکی از دوست‌هایم در سنگر تبدیل شد بە باروت و 
مانند دودی سیاە بە آسمان رفت 
تو نیز بە دنبال خواندن شعری تاریک، تبدیل شدی بە شب 
تو! ای کسی کە خواندن این شعر پُرت کرد از تاریکی 
بە یاد داشتە باش 
مادرم بە پای دوختن پ�

 

 

hardi shafiq

موضوعات مرتبط: نیمایی ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 21


مارگارت بیکل
جمعه 19 دي 1393 ساعت 22:3 | بازدید : 313 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

تنها آن‌که بزرگ‌ترین جا را

به خود اختصاص نمی‌دهد

از شادی لبخند بهره می‌تواند داشت.

 

آن‌که جای کافی برای دیگران دارد؛

صمیمانه‌تر می‌تواند

با دیگران بخندد؛

با دیگران بگرید.

                              برگردان احمد شاملو


موضوعات مرتبط: شعر جهان , شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 17


شعری برای زمستان
شنبه 06 دي 1393 ساعت 23:43 | بازدید : 305 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

شعر زمستان نیمایوشیج

در شب سرد زمستانی

 

کوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من نمی­سوزد

 

و به مانند چراغ من

 

نه می افروزد چراغی هیچ،

 

نه فرو بسته به یخ ماهی که از بالا می افروزد …

 

من چراغم را در آمدرفتن همسایه­ام افروختم در یک شب تاریک

 

و شب سرد زمستان بود،

 

باد می پیچید با کاج،

 

در میان کومه­ها خاموش

 

گم شد او از من جدا زین جاده­ی باریک

 

و هنوز قصه بر یاد است

 

وین سخن آویزه­ی لب:

 

که می افروزد؟ که می سوزد؟

 

چه کسی این قصه را در دل می اندوزد؟

 

در شب سرد زمستانی

 

کوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.


موضوعات مرتبط: نیمایی ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 14


درکنار تو
چهارشنبه 26 آذر 1393 ساعت 13:45 | بازدید : 247 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

*** درکنار تو *** 
******************** 
من در کنارِتو/ د ید م 
بهار ِ خویش 
من در نبودِ تو/ بود م 
به دار ِ خویش 
*** 
من با (قرار ِتو)/ ماندم 
( قَرار ِ من) 
من (بی قرار ِ تو) / ا َم 
انتظار ِ من 
*** 
من در بهارِتو/ گل داده ام 
ِهزار 
من در نبودِ تو/ خشکم 
به من ببار 
*** 

--------------------------- * هاشم توکلی * 

برچسب‌ها: هاشم توکلی ,

موضوعات مرتبط: دل نوشته ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 17


نیمی از زندگی‌ام را با دوست‌داشتن تو سپری کردم
پنجشنبه 20 آذر 1393 ساعت 23:47 | بازدید : 284 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

نیمی از زندگی‌ام را با دوست‌داشتن تو سپری کردم 
و نصف دیگرش را با فراموش‌کردنت 
در هیچکدام موفق نشدم 
خیلی از اوقات رویاهایمان را بە آیندە گرە می‌زنیم 
اما خیلی از اوقات اکنون از آیندە 
زیباتر و 
مهربانتر است 
و من حالا می‌فهمم کە جهان گورستان بزرگی است 
تو هم کودکی کوچک 
اکنون بە یاد می‌آورم 
روح گر آتش می‌گرفت، چندی بە خاکستر تبدیل می‌شد؟! 
دل اگر استخوان داشت، چقدر خرد می‌شد؟! 

شعر:هەردى شەفیق 
سلیمانى-کردستان عراق

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , سپید , شعر جهان ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 8


تنهایی
پنجشنبه 23 آبان 1392 ساعت 0:32 | بازدید : 388 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

تنهايى

منم

وقتى از تو مى نويسم!

 

( رضا كاظمى )


موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 24


رضا کاظمی
یکشنبه 30 تير 1392 ساعت 10:41 | بازدید : 661 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

عکس شعر

موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 19


خاطره ای از عباس معروفی درباره شاملو
چهارشنبه 19 تير 1392 ساعت 19:55 | بازدید : 641 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

آبان 1372 در دیدارهای هفته و ماه با آقای شاملو، ساعت که به نیمه شب رسید، برخاستم: «خب، من دیگه رفع زحمت کنم و برم.» یکباره برآشفت: «کجا، نشستهی حالا.» گفتم: «آخه دیروقته، شاید بخواین بخوابین. نمیخوام مزاحمتون باشم.» گفت: «مزاحم چیه!؟ این حرفا چیه؟! اینجا رو خونهی خودت نمیدونی دیگه، وگرنه مزاحم چه حرفیه؟! من که نشستهم، آیدا هم که لابد خوابیده.» باز بهانه آوردم: «آخه سیگارم هم تموم شده...» از میز عسلیش دو پاکت سیگار درآورد و گذاشت جلوم: «اینم سیگار! بگیر بشین، داریم حرف میزنیم.» و باز حرف زدیم و خاطره گفتیم و خندیدیم و نوشیدیم، و در سپیدروشن یک شعر جدید برام خواند. بعد با آن صدای قشنگش گفت: «آقای معروفی، خواهش میکنم اینو توی گردون چاپ کنین، خواهش میکنم.» و شعر را به دستم داد.

از این ادب، از این مهر، از این حمایت و نحوهی برخورد بی اختیار اشکهام فروریخت، بغلش کردم و بوسیدمش. کافی بود اشاره کند حاضر بودم به هر قیمتی ازش تقاضا کنم که اجازه دهد شعر را در گردون منتشر کنم. اما قیمت رفاقت بسیار بالاتر بود.

شاملو برای خودش احترام میساخت. میدانست که دوستش دارم، میخواست یادم بدهد، میخواست تجربهاش را منتقل کند، همیشه لحن گفتارش با من همینجورها بود؛ مهربان، مؤدب، شوخطبع، سرحال، و بسیار دوستانه. قدر تیتر اول روی جلد گردون شماره 15 را هم خوب میدانست: «شاعر ملی ایران به وطن بازگشت.» و میدانست که آدم کلهشقی هستم، اگر دلم به چیزی راضی نباشد، برای کسی تره هم خُرد نمیکنم. این تیتـر را بر اساس باورم روی جلد گذاشتهام؛ شاعر ملی کسی ست که کلامش در دهان مردم میچرخد.

شاملو باهوش بود. این جراح واژهها افراد را به یک نظر میشناخت. و البته برای آدمهای دودرهباز و متقلب و دورو لحن گزندهای داشت؛ شلاقی و تند؛ جوری که بیمتلک نمیگذشت. و معمولاً بیمحلی میکرد، یعنی محل سگ هم بهشان نمیگذاشت.

نظرها و بحث و جدلهاش بر سر بهتر شدن (به عبارت خودش "ممتاز" شدن) مجله گردون، برای من آموزهها و یادگارهایی از جنس طلاست. 

آن شب... نه. دم دمای صبح با یک شعر زیبا برگشتم تهران، و در همان شماره (33) این شعر تازهاش منتشر شد:

 

بر کدام جنازه زار میزند این ساز؟

بر کدام مُردهی پنهان میگرید

این سازِ بیزمان؟

در کدام غار

بر کدام تاریخ میموید این سیم و زِه، این پنجهی نادان؟ 

بگذار برخیزد مردمِ بیلبخند

بگذار برخیزد!

زاری در باغچه بس تلخ است

زاری بر چشمهی صافی

زاری بر لقاحِ شکوفه بس تلخ است

زاری بر شراعِ بلندِ نسیم

زاری بر سپیدارِ سبزبالا بس تلخ است.

بر برکهی لاجوردینِ ماهی و باد چه میکند این مدیحهگوی تباهی؟

مطربِ گورخانه به شهر اندر چه میکند

زیرِ دریچههای بیگناهی؟ 

بگذار برخیزد مردمِ بیلبخند

بگذار برخیزد!

موضوعات مرتبط: درباره ی شعر ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2


شعری از ژیلا راسخ
سه شنبه 14 خرداد 1392 ساعت 12:34 | بازدید : 723 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

 

رازها درسینه دارم ،

 

بعدِ مرگم ......

 

خاک ،

 

خاکش می کند!

 

"ژیلاراسخ"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

موضوعات مرتبط: موج نو ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 13


فروغ فرخزاد
دوشنبه 09 ارديبهشت 1392 ساعت 2:27 | بازدید : 415 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

تمام روز را در آئینه گریه میکردم

بهار پنجره ام را

به  وهم سبز درختان سپرده بود

 تنم به پیلهء تنهائیم نمیگنجید

و بوی تاج کاغذیم

فضای آن قلمرو بی آفتاب را

آلوده کرده بود

نمیتوانستم ، دیگر نمیتوانستم

صدای کوچه ، صدای پرنده ها

صدای گمشدن توپهای ماهوتی

و هایهوی گریزان کودکان

و رقص بادکنک ها

که چون حبابهای کف صابون

در انتهای ساقه ای از نخ صعود میکردند

و باد ،  باد که گوئی

در عمق گودترین لحظه های تیرهء همخوابگی نفس میزد

حصار قلعهء خاموش اعتماد مرا


و از شکافهای کهنه ، دلم را بنام میخواندند
فشار میدادند

 

موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


لیندا هوگان (LINDA HOGAN)
دوشنبه 09 ارديبهشت 1392 ساعت 2:17 | بازدید : 594 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

خانه‌های‌ ما 

 

هنگامی‌ كه‌ داخل‌ خانه‌های‌

ناشناخته‌امان‌ می‌شویم،

در چهاردیواری‌ سُست‌

و تاریك‌ و حمایتگرمان‌ تنها هستیم‌

و چراغ‌ها را خاموش‌ می‌كنیم‌

می‌افتیم‌ روی‌ تخت‌ استخوان‌ بر استخوان.

همسایه‌ها، آن‌ پیرزن‌ كه‌ مرا می‌شناسد

به‌ درونم‌ نگاه‌ می‌كند

و من‌ در سرزمینی‌

دیگر بیدار می‌شوم، كه‌ دیگر

شمال‌ و جنوب‌ نیست.

در خواب، با هم‌ هستیم‌

مانند بارش‌ برف،

همهِ‌ ما،

همه

موضوعات مرتبط: شعر آمریکا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


شعر عید
پنجشنبه 24 اسفند 1391 ساعت 12:4 | بازدید : 503 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذرنگی،

بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،

بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

شادی شکستن قلک پول،

وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،

بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

 

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،

شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،

برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

 

عشق یک ستاره ساختن با دولک،

ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،

توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

 

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 14


شعری برای عیدی
شنبه 19 اسفند 1391 ساعت 22:53 | بازدید : 714 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

یخ آب میشـود در روح من 

                                      در اندیشه هایم

                                                               بهــــار حضــور توست ، بودن توست .

 

                                                                           زنده یـــاد احمـــد شـاملـــــو

موضوعات مرتبط: شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


آنا آخماتووا
شنبه 12 اسفند 1391 ساعت 21:3 | بازدید : 677 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 روسیه ـ اوكراین

1889-1965

سال‌ 1889 در اُدسا در یك‌ خانواده‌ متمول‌ به‌ دنیا می‌ آید در جوانی‌ به‌ شعر علاقه‌ مند می‌ شود و این‌ استعداد را در وجود خودش‌ كشف‌ می‌ كند. آثار اولیه‌اش‌ عامه‌ پسندند. از 1925 تا 1940 به‌ صورت‌ غیر رسمی، شعرش‌ تحریم‌ شد كه‌ در طول‌ این‌ مدت‌ خودش‌ را وقف‌ نقد ادبی‌ كرد. بعدها شعر بلندی‌ به‌ یاد قربانیان‌ استالین‌ سرود. تغییرات‌ سیاسی‌ ایجاد شده، باعث‌ شد كه‌ به‌ عضویت‌ اتحادیه‌ نویسندگان‌ پذیرفته‌ شود اما جنگ‌ جهانی‌ دوم، حكم‌ به‌ عدم‌ انتشار شعرهایش‌ داد. به‌ ترجمه‌ آثاری‌ از ویكتور هوگو نیز پرداخت‌ و در 1965 دكترای‌ افتخاری‌ دانشگاه‌ آكسفورد به‌ او اعطا شد. او سرانجام‌ در سن‌ 76 سالگی‌ در لنینگراد درگذشت.

با هم‌ شعری‌ را از او می‌خوانیم.

.....
موضوعات مرتبط: شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 11


ویسلاوا شیمبورسکا
یکشنبه 06 اسفند 1391 ساعت 21:42 | بازدید : 819 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

ویسلاوا شیمبورسکا (Wisława Szymborska) شاعر و مترجم ( از زبان فرانسوی به لهستانی) و مقاله‌نویس لهستانی متولد دوم جولای 1923 میلادی در شهرBnin (امروزه بخشی است از کورنیک Kurnik) در سال 1996 موفق به دریافت جایزه‌یِ ادبی نوبل شد. اولین دفتر شعر او " من واژه را می‌جویمSzukam słowa" در سال 1945 به چاپ رسید. در فاصله‌ی سال‌های 1945 تا 1948 به تحصیلِ زبان لهستانی و جامعه شناسی مشغول بود. سال 1953 تا 1981 برایِ فصل‌نامه‌یِ "زندگیِ ادبی" مقاله می‌نوشت و از سال 1981تا 1983 سردبیر مجله‌یِ " Pismo" بود.

شیمبورسکا یکی ازخیلِ نویسندگان کمونیست بود که سال‌ها با نام مستعار می‌نوشت. "آرکا Arka" و " استانکوزکسکیStanczykuwna" از جمله‌یِ نام‌های مستعار اوست.

سال 1996آکادمی سوئد هنگام اعلان نام شیمبورسکا به عنوانِ برنده‌یِ جایزه‌یِ نوبل گفت: "... به خاطرِ شعری که با طنزی ظریف تاریخ و بیولوژی را به صورت ذراتی از واقعیت‌هایِ بشری به نمایش می‌آورد".

موضوعات مرتبط: شعر اروپا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


شعری زیبا و تاثیر گزار از علیرضا روشن
شنبه 28 بهمن 1391 ساعت 22:6 | بازدید : 827 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

خلال آخر کبریت را

باد

بگذار سیگارم را روشن کند

من آرزو به دلم

تو دیگر آزارم نده

علیرضا روشن

موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 8


اشعاری برای نوروز
سه شنبه 24 بهمن 1391 ساعت 14:14 | بازدید : 592 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

مولانای بلخی:

اندر دل من مها دل‌افروز تویی

یاران هستند و لیک دلسوز تویی

شادند جهانیان به نوروز و به عید

عید من و نوروز من امروز تویی

حافظ شیرازی:

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

سنایی غزنوی:

با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز

از شام تو قدر آید وز صبح تو نوروز

از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک

وز تابش روی تو برآید دو شب از روز

خواجوی کرمانی:

خیمة نوروز بر صحرا زدند

چارطاق لعل بر خضرا زدند

لاله را بنگر که گویی عرشیان

کرسی از یاقوت برمینا زدند

ملک الشعرا بهار:

رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود

درود باد بر این موکب خجسته، درود

به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل

به هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود

فروغی بسطامی:

عید آمد و مرغان رة گلزار گرفتند

وز شاخة گل داد دل زار گرفتند

نوروز همایون شد و روز می گلگون

پیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتند

منوچهری دامغانی:

نوروز، روزگار نشاطست و ایمنی

پوشیده ابر، دشت به دیبای ارمنی

از بامداد تا به شبانگاه می خوری

وز شامگاه تا به سحرگاه گل چینی

سعدی شیرازی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

عبید زاکانی:

چو صبح رایت خورشید آشکار کند

ز مهر قبلة افلاک زرنگار کند

رسید موسم نوروز و گاه آن آمد

که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند

نظامی گنجوی:

بهاری داری ازوی بر خور امروز

که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو را نبوید آدمی زاد

چو هنگام خزان آید برد باد

***

خیام:

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است

بر طرف چمن روی دلفروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش ومگوزدی که امروزخوش است***


|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 35


شعری از تس گالاگر
سه شنبه 24 بهمن 1391 ساعت 1:43 | بازدید : 604 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

دعوتی کوتاه به نجوا

حتی پرندگان هم

کمک می کنند

به همدیگر

بیا

نزدیک نزدیکتر

کمکم کن

ببوسمت

 

موضوعات مرتبط: شعر آمریکا ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


از كتاب منتشر نشده صبح آفتابي‌تان به‌خير گرگ برفي
سه شنبه 24 بهمن 1391 ساعت 1:27 | بازدید : 543 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

 

بگذار سنگی را ببوسم

که دیگر سنگ‌ها را سوئی زد

تا خون لورکا

بر سینه‌ی او بریزد.

 

بگذار لیموئی را ببوسم

که رفت و در ترانه‌ی لورکا نامش را نوشت.

 

بگذار جلیقه‌ی نازکی را ببوسم

که گمان می‌کرد

بر سینه‌ی گرمش ضد گلوله‌ئی خواهد شد.

 

اما ماه ماه

تو چرا خیره خیره  نگاه کردی و چیزی نگفتی

آسمان را برای چه روشنی بخشیدی

تا گلوله سربازها سینه‌ی او را بهتر ببیند

و حالا آمدی

در آسمان گل آلوده‌ی تهران و چه را می‌جوئی!

 

برو ماه ماه

برو که پشیمانی سودی ندارد

برو، بر دو زانو بنشین، زاری کن

برو، تاریکی بهتر

از نوری که اتاق فرانکو را روشن می‌کند

 

 

 

 

 

 

وبلاگ شمس لنگرودی:منبع

 

موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 8


چند جمله زیبا و تامل بر انگیز از رضا مدیر وبلاگ یادداشت های روزانه ی یک دیوانه
سه شنبه 24 بهمن 1391 ساعت 1:20 | بازدید : 660 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

*مرگ

گاهی به آخرین پیراهنم فکر می کنم ، که مرگ در آن رخ می دهد

 

 !!

 

*زندگى

 

صداى تپش هاى قلبم را می شونم...

 

هیچ علاقه اى برای زندگى در آن نیست!

 

*یه نفر !!!

 

هر آدمی باید یه نفرو داشته باشه

 

که هر جایی نا امید شد و کم آورد ، بخاطر همون یه نفر

 

بتونه بلند شهُ دوباره شروع کنه ...

 

*سیگار

 

آخرین نخ سیگارم به حرف آمد..؟؟

 

مرانسوزان...تنها میمانی..!

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


عکس شعر
یکشنبه 22 بهمن 1391 ساعت 11:36 | بازدید : 546 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

گاهی عکس ها هم میتوانند شعر باشند 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


صدا
جمعه 20 بهمن 1391 ساعت 21:36 | بازدید : 401 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

خفتگان آواره ی اندیشه

                انسان ها

خواب را می سازند

                            کاش می توانست 

                          صدا را بشنود

 

صدای ملتحب احساس 

                         صدای شعر

         صدایی که انسان را فریاد میزند  

 

 

آه

         صدا ها

                   می آزارند

                               روح انسان را....

کاوه الف

 

 

موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روزي زندان اوين موزه خواهد شد
جمعه 20 بهمن 1391 ساعت 12:19 | بازدید : 557 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

روزي زندان اوين موزه خواهد شد

 

و من به بند 240 خواهم رفت

 

و به جاي ِ خالي ِ مردي در سلول نگاه خواهم كرد

 

كه پشت به بيننده

 

مانند جنيني توي خودش مچاله شده

 

رو به ديوار دراز كشيده

 

و به روزي فكر مي‌كند

 

كه اوين موزه خواهد شد

 

و او از دريچه سلول

 

به جاي ِ خالي مردي نگاه خواهد كرد

 

كه پشتش به بيننده

 

مانند جنيني توي خودش مچاله شده

 

و رو به ديوار دراز كشيده است

 

 

 

از علیرضا روشن

 

موضوعات مرتبط: سپید ,

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


تعداد صفحات : 2


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 139
:: کل نظرات : 67

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 56

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 49
:: باردید دیروز : 33
:: بازدید هفته : 82
:: بازدید ماه : 1,611
:: بازدید سال : 23,203
:: بازدید کلی : 191,446