close
متخصص ارتودنسی
از كتاب منتشر نشده صبح آفتابي‌تان به‌خير گرگ برفي
loading...

مجله ی شعر انتهای هستی

  بگذار سنگی را ببوسم که دیگر سنگ‌ها را سوئی زد تا خون لورکا بر سینه‌ی او بریزد.   بگذار لیموئی را ببوسم که رفت و در ترانه‌ی لورکا نامش را نوشت.   بگذار جلیقه‌ی نازکی را ببوسم که گمان می‌کرد بر سینه‌ی گرمش ضد گلوله‌ئی خواهد شد.   اما ماه ماه تو چرا خیره خیره  نگاه کردی و چیزی نگفتی آسمان را برای چه روشنی بخشیدی تا گلوله سربازها سینه‌ی او را بهتر ببیند و حالا آمدی در آسمان گل آلوده‌ی تهران و چه را می‌جوئی!   برو ماه ماه…

 

بگذار سنگی را ببوسم

که دیگر سنگ‌ها را سوئی زد

تا خون لورکا

بر سینه‌ی او بریزد.

 

بگذار لیموئی را ببوسم

که رفت و در ترانه‌ی لورکا نامش را نوشت.

 

بگذار جلیقه‌ی نازکی را ببوسم

که گمان می‌کرد

بر سینه‌ی گرمش ضد گلوله‌ئی خواهد شد.

 

اما ماه ماه

تو چرا خیره خیره  نگاه کردی و چیزی نگفتی

آسمان را برای چه روشنی بخشیدی

تا گلوله سربازها سینه‌ی او را بهتر ببیند

و حالا آمدی

در آسمان گل آلوده‌ی تهران و چه را می‌جوئی!

 

برو ماه ماه

برو که پشیمانی سودی ندارد

برو، بر دو زانو بنشین، زاری کن

برو، تاریکی بهتر

از نوری که اتاق فرانکو را روشن می‌کند

 

 

 

 

 

 

وبلاگ شمس لنگرودی:منبع

 

درباره سپید ,
نظرات () تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391 زمان : 1:27 بازدید : 558 نویسنده : كاوه
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 139
  • کل نظرات : 67
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 56
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 30
  • بازدید امروز : 36
  • باردید دیروز : 272
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 813
  • بازدید ماه : 1,651
  • بازدید سال : 26,806
  • بازدید کلی : 195,049
  • کدهای اختصاصی