close
متخصص ارتودنسی
کلاسیک
مجله ی شعر برای همه ایرانیان
شعر تیغ تیز غم
شنبه 10 شهريور 1397 ساعت 13:36 | بازدید : 15 | نویسنده : farzandezamin | ( نظرات )

به زیر تیغ غم ، عریان صبریم

سوار اسب بی افسار قبریم

اگرچه میوه ی ممنوعه خوردیم

اسیر اختیار دیو جبریم


موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


تیغ کند
سه شنبه 15 فروردين 1396 ساعت 17:7 | بازدید : 101 | نویسنده : sobhan | ( نظرات )

تیغم رگ من را نکنکد سرخ ز خون

کاین روز و شبم سخت شد از نرخ جنون

هر غم که گذارم به غم وی نرسد

لیلی سخنم هست که وی نیست کنون

سبحان عسگری


|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


*** جامی مرا شکست ***
دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 ساعت 3:57 | بازدید : 588 | نویسنده : hashem133444 | ( نظرات )

     ***** جامی مرا شکست *****     *** هاشم توکلی***

     ********************************************** 

      فصلی خَزان شده است ، که نامش بهار بود

      روزی سیه شده است، که خوش روزگاربود

 

      رَنجی  کشیده ا یم  ، که حا فظ  نمی کشید

       زَهری چِشیده ا یم  ، که آن اِ نتَحا ر بود

 

      ---------------------------------------------------

     دَردی به جان نشست،که دَرد ش دوا نبود

     جا می مرا شکست،که دُ ردی به جا نبود

 

      مو یی سپید شد ، که ما  را  رَوا  نبود

      عُمری به سَررَسید، که(آ نَش) بَها نبود

     ---------------------------------------------------

     آنَش = آن لحظه ی ناب -  بها نبود=  با ارزش بود،

      و نمی شد قیمت نهاد.

    ********************************************

 

                        *** هاشم توکلی***

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 2


*** جان ِ لیلی ***
دوشنبه 16 فروردين 1395 ساعت 5:49 | بازدید : 230 | نویسنده : hashem133444 | ( نظرات )

 

    ***** جان ِ لیلی *****          ** هاشم توکلی**

  ********************************************

  د لم  این جا گرفته / جان ِ لیلی 

  تنم  سرما  گرفته  /  جان ِ لیلی

َ

  شبا نه می روم/ پس کوچه ها را

  به شوق ِ روی ماهت/ جان ِ لیلی

 

  ******** هاشم توکلی ********

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 3


چراغ کوچک!
یکشنبه 16 اسفند 1394 ساعت 10:48 | بازدید : 227 | نویسنده : mfarrokhtalab | ( نظرات )
چراغ کوچک!
در کنارت نیستم اما فراموشم نکن
خط نکش بر خاطراتم گنگ و مغشوشم نکن

در نگاهت اصفهان و در تنت شیراز هست

در تماشای جهان حیران و مدهوشم نکن

داغ داغم! بی نیاز هیزم و کبریت ها

اینقدر آتش نسوزان! نقطه ی جوشم نکن!

لحظه ی آخر فقط محکم در آغوشم بگیر

اینکه خواهی رفت را آویزه ی گوشم نکن

پیش خورشید نگاهت یک چراغ کوچکم

من خودم آهسته خواهم سوخت، خاموشم نکن

 

محمد فرخ طلب فومنی



موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 1


*** زیبا ترین ا شعار عاشقانه معا صر ***
پنجشنبه 22 مرداد 1394 ساعت 1:39 | بازدید : 250 | نویسنده : hashem133444 | ( نظرات )

 

***  زیبا ترین ا شعار عاشقانه معاصر ***

**********************************

 

من شبیه کوهم اما از وسط تا خورده ام

تو تصوّر می کنی چوبِ خدا را خورده ام

 

نه! خیال بد نکن، چوب خدا اینگونه نیست

من هرآنچه خورده ام از دست دنیا خورده ام

 

ساده از من رد نشو ای سنگدل، قدری بایست

من همان « فرش ِ گران سنگم » ، فقط پا خورده ام

 

قطره ام امّا هزاران رود ِ جاری در من است

غرق در دلشوره ام انگار دریا خورده ام

 

دائما در حال تغییرم ، بپرس از آینه

بارها از دیدن تصویر خود جا خورده ام

 

 **********************************

شاعر: ناشناس   *** ارسال : هاشم توکلی ***

 

موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 2


*** زیبا ترین ا شعار عاشقانه معا صر ***
پنجشنبه 22 مرداد 1394 ساعت 1:36 | بازدید : 266 | نویسنده : hashem133444 | ( نظرات )

 

 

*** زیبا ترین ا شعار عاشقانه معاصر ***


 ******************************

شبی آغوش روی ِ سایه ات وا کرده ای هرگز؟

خودت را اینهمه دلتنگ معنا کرده ای هرگز؟

دلت کرده هوای ِ سالهای ِ دور ِ خوشبختی؟

دوباره کفشهای ِ کودکی پا کرده ای هرگز؟

پس از عمری سراغ از خود گرفتن ها از این و آن

خودت را از سفر برگشته پیدا کرده ای هرگز؟

شبیه ِI���ود کسی را دیده ای در چارچوب ِ در؟

خودت را تنگ در آغوش ِ خود جا کرده ای هرگز؟

خوشآمد گفته ای با ذوق و لرزیده دلت از شوق؟

بفرمـــا تو و هی این پا و آن پا کرده ای هرگز؟

اتاقی دنج ِ تنهایی، چه خوشحالم که اینجایی

میان ِ گریه هایت جشن برپا کرده ای هرگز؟

تو هم مثل ِ منی انگار، تنها همدمت دیوار

گله از بی وفایی های ِ دنیا کرده ای هرگز؟

شماره داده ای وقت ِ خداحافظ ؟ به زیر لب    :

" بیا از این طرفها باز " نجوا کرده ای هرگز؟

به رسم ِ یادگاری، عاشقانه زیر ِ شعرت را

تو هم مانند ِ من با بغض امضا کرده ای هرگز؟

کنار ِ صندلی ِ خالی و یک زیر سیگاری

دو فنجان چای ِ یخ کرده تماشا کرده ای هرگز؟

شب است و باز باران پشت ِ شیشه ساز رفتن زد

خودت را بدرقه تا صبح ِ فردا کرده ای هرگز؟

 

 

  ---شهراد میدرى---

                      

                            *** ارسال : هاشم توکلی ***

 

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 3


*** فدای شانه هایت ***
شنبه 13 تير 1394 ساعت 2:32 | بازدید : 805 | نویسنده : hashem133444 | ( نظرات )

 

َ

*** فدای شانه هایت ***

*********************************

فدای شانه ها یت/ جای من ا ین جا ست        

به چشمم جای پایت/ جای من این جاست

شلا ل ِ گیسوا نت / حلقه یِِ ِ (  دارَم  )

نگاهم بی قرارت / جای ِ من این جا ست

به یا دت هست / قصد ِجا ن ِ من کردی ؟

چوخواهی/ یک اشارت/ جای من این جاست

شبم بس بی ستا ره /  کوچِِِ ِ ا یل  ا مشب

دو چشمانم به راهت/ جای من این جاست

فدا یت / مهربا نی نیست / دِ ق کرد م

امید م با نگاهت / جای ِمن ا ین جا ست

عزیزم / ره  زد ی / راهی  نشا نم  ده

منم محتاج ِ را هت/ جای من این جاست

 

·                                                                               ***هاشم توکلی***  

 

 

 


 

 

 

 

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ســـه دوبيتي
یکشنبه 20 ارديبهشت 1394 ساعت 14:39 | بازدید : 224 | نویسنده : shadmehr | ( نظرات )

1. كاش

دل دور از گناهي داشتم،‌ كاش!

به عشقت تكيه‌گاهي داشتم، كاش!

در اين فصل هجوم غربت و غم

كنارت جان‌پناهي داشتم، كاش!

 

2. بهشت

هميشه از تو گفتم يا نوشتم

غم عشق تو بوده سرنوشتم

مرا از آتش دوزخ غمي نيست

دمي كه با تو هستم در بهشتم

 

3. عصر بهاري

فراق و دوري‌ات كم بود اي كاش

مرا عشقت دمادم بود اي كاش

در اين عصر دل انگيز بهاري

بساط چايي‌ات دم بود اي كاش

 

حسين شادمهر

موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


غزل كوچه‌ي خلوت
یکشنبه 13 ارديبهشت 1394 ساعت 11:25 | بازدید : 235 | نویسنده : shadmehr | ( نظرات )

كوچه‌ي خلوت

 

اين كوچه‌ي خلوت، روزي مسافــر داشت

صد يادگاري از هـــر پاي عابر داشت.

 

دل بود و دل عاشق، گل بود و گل لايق

آن روزهاي خــوش، افسوس آخِر داشت.

 

ياري صميمـــي بود،‌ ياري قديمي بود

دل صد غزلــــواره از او به خاطر داشت.

 

وقتــي كه اينجا بود،‌ دلها همه وا بود

لطفي براي دل هر روز حاضر داشت.

 

اينك دلي بر هم، اينك دل و صــد غم

دل زنــــدگي را هم تا اين اواخر داشت.

 

صـــدبار گفتــم من، امــا نفهميدند،

 

چيزي كه دل مي‌گفت، حرفي كه شاعر داشت.

 

حسين شادمهر

موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


در مدح مولا علي (ع)
شنبه 5 ارديبهشت 1394 ساعت 9:05 | بازدید : 226 | نویسنده : shadmehr | ( نظرات )

چند رباعي در مدح مولا علي (ع)

 

احمد غم خويش با علي (ع)مي‌گويد

اسرار به مرتضي علي (ع) مي‌گويد

نازم به علي كه عالم از روي نياز

با صوت بلند، يا علي (ع) مي‌گويد

***

خورشيد محمد (ص) و علي (ع) چون ماه است

اسرار حيات را علي(ع)  آگاه است

من مفتخرم كه شيعه‌ي نام وي‌ام

گلبانگ دلم، علي(ع) ولي الله است

***

با يك دل پاك و صيقلي مي‌گويم

از عشق امام اوّلي مي‌گويم

«لولا علي لما خلقتك»، دل من!

از روز نخست، يا علي(ع)  مي‌گويم

***

در گلشن عشق، مرغ جانانه شدي

در مسلخ عشق، مرد مردانه شدي

از عشق به عشق، يك علي(ع)  فاصله است

از خانه در آمدي و در خانه شدي

***

مولود حريم كبريا است علي(ع)

پرورده‌ي مهد مصطفي است علي(ع)

آن شير خدا،  شاه عرب، ماه نجف

معناي نزول لافتي است علي(ع)

***

در مدح علي(ع) زبان چه قاصر شده است

ديوان به علي(ع) كتاب فاخر شده است

جز عشق علي (ع) هيچ ندارد دل من

فضل و كرمش اميد شاعر شده است

***

التماس دعا

 

حسين شادمهر، رجب 1394

موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


شعرچه کردی؟
چهارشنبه 02 ارديبهشت 1394 ساعت 19:20 | بازدید : 280 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

*** شعرچه کردی؟ ***(1) 

******************************************* 

شعرچه کردی که چومجنون شدم 

دردلِ ِ هر حا د ثه ،مد فون شد م 

منتظر ِ یک غَزلَت بوده اند 

تا خفقا ن سَر به سَرَت بوده اند 

روز ِغریبی شده ای، روزگا ر 

برسرِ هر ره، قمه ای یاد گا ر 

عشق دراین زیرزمین، خفته است 

خسروِاین عشق چنین، گفته است 

آ ه ِ فروغ وغمِ ِ سیمین/ تویی - 

آ ن اخوان وغم ِد یرین/ تویی - 

ا ی قلمت خنجرِ/ آهیخته - 

دردلِ ِ تو زهرِ/ جنون/ ریخته 

شعر تویی/ معبرِ ماه و پلنگ - 

دردل ِشب /همرهیِ ِراه وسنگ 

داغ ِ دل ِ " کَد کنیان " گردنت- 

نیمه شبی سرد ، چنان بردنت- 

تا دلشان خواست تو را هی زدند 

با کامیون یک شبه در ری زدند 

با همه شاعر ، همه یکریز ، پل 

سیم به گردن خفه / یکریز، گل 

شعر مَیا / از کا میون دور شو 

ور نه چو یاران/ به لَب گور شو 

سیم به گردن ، چه کسی دار زد؟ 

بی رگ بد مست / به هشیار زد 

ای همه در زیز ِ پل ِ دار ِ تو 

ای همه بیدار / ز هر کارِ تو 

گفته ی تو حرفِ تفنگ است و بَس 

کارتو در پل همه نَنگ است و بَس 

 

*************************************** 

***هاشم توکلی*** 

 

 

( کدکنیان امثال دکتر شفیعی کدکنی ) 

 

برچسب‌ها: شعرچه کردی ,

موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 7


انتظار
یکشنبه 02 فروردين 1394 ساعت 19:0 | بازدید : 232 | نویسنده : reza1379 | ( نظرات )

<<تو رفتی، من شدم لحظه شمارت
همین اشکم شد از تو یادگارت>>

اگر برگشتی و من را ندیدی
بدان کین مرده اندر انتظارت

بدان نالان عالم من که باشم
نماند جز به عشقت من به کارت

چه شب از عشق تو در خود دمیدم
من از دیوانه دل بس بر که زارت

من هرشب کارمی آن گه که کویت
نرفتد از دل، از جانم قرارت

چه چشمی از نگاهت بر من آلود
دلم افتاده بر زلفت اسارت

نه از عالم طلب کردم که کامی
به جز چشم و جان از در و دارت

کنم نه کز کمی بر تو هزر گاه
که از عالم نکردم هم تجارت

سخن از من شنو این حرف آخر
که چشمت کل دل برده به غارت

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 7


رسول مهر
چهارشنبه 6 اسفند 1393 ساعت 5:21 | بازدید : 259 | نویسنده : mfarrokhtalab | ( نظرات )

رخساره ی شیرینِ تو خورشید درخشان

هر روزِ جهان، روشن از این چشمه ی تابان

 

در زمزم گیسوی تو موجی ست که بی شک

در هر قدمش راه نجاتی شده پنهان

 

توبای قدت رفته از آفاق به بیرون

از دیدنت عالم شده انگشت به دندان

 

آتشکده[1] از شرم حضورت شده خاموش

پیداست "اذا زلزلت الارض" به ایوان[2]...

 

در اوج فتوحات، کریمانه گذشتی[3]

چون ابر رئوفی و به کردار، چو باران

 

سرسلسله ی رحمت و بخشایش و لطفی

بخشیده خداوند به تو خیر فراوان[4]

 

هر کس که به دل ذره ای از مهر تو دارد

بر او نگذارد اثری، آتش سوزان

 

از خُلقِ عظیمت[5] چه بگویم؟ که همین بس

در سینه ات آیات الهی شده مهمان

 

صد معجزه داری پس آن صورت گلگون

هر خنده ی تو محشر کبراست به قرآن

 

سلمان همه ی عمر به دنبال خدا بود

تا دید تو را، پلک نزد، گشت مُسلمان

 

محتاج تماشای توایم ای به فدایت!

حتا شده یک لحظه ز ما روی متابان

 

محمد فرخ طلب فومنی

 


[1] خاموش شدن آتشکده ی فارس به هنگام تولد پیامبر

 [2] لرزیدن کنگره های ایوان مداین

[3] عفو عمومی پیامبر در فتح مکه

[4] انا اعطیناک الکوثر

[5] ­و إنّک لعلی خلق عظیم؛ به راستی که تو را خویی والاست

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا
پنجشنبه 16 بهمن 1393 ساعت 1:54 | بازدید : 282 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا ... خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تورا ...التفاتی به اسیران بلا نیست تو را

 

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست تورا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست تورا؟

موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


*** پیاله ای پر کن ***
سه شنبه 14 بهمن 1393 ساعت 22:0 | بازدید : 288 | نویسنده : كاوه | ( نظرات )


*** پیاله ای پر کن *** 
مرا به چشم سیاهت ، شبی تو مهمان کن 
به شوق هرم نگاهت ،شراره برجان کن 

به دشت سینه ی گرمت، گلی بکارم من 
تو کبک ِ سینه سپیدم ، قدم خرامان کن 

نیامدی که بیایم ، دلم گرفت امشب 
درآرزویِ ِ نگاهت ، نگاه برجان کن 

هزارسال گذشته است، که رفته ای انگار 
به یک نگاه و دمی ،داغ دیده جبران کن 

سراغ روی چوماهت، از آسمان دارم 
ستاره ای و شهابی، شبم چراغان کن 

شلال زلف تو، یلدای هرشبم بوده است 
انار امشب ِ یلدا ، مرا تو مهمان کن 

عزیزباده فروشم ، "پیاله ای پر کن" 
که من خماروخموشم ،مراتودرمان کن 



************هاشم توکلی*********** 


موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 13


غزل اشــك
دوشنبه 17 آذر 1393 ساعت 17:19 | بازدید : 283 | نویسنده : shadmehr | ( نظرات )

اشك

  

امشب اي اشك مرا مهماني.

تو فقط حال مـــرا مي‌داني.

 

من برايت سخني مي‌گويم

تو برايم غــزلي مي‌خواني.

 

من پر از بغض گلوگيرم اشك!

و دلــم در قفسـي زنــداني.

 

كمكم كن بتــوانم بپــــرم

كمكم كن بشــوم بــاراني.

 

دوستانم همه در بستر خواب

من و تو گرم بلــــورافشاني.

 

شب شكوه شعف‌انگيزي است

شب پر از قاصــدك نوراني.

 

چه سخن‌ها كه نگفتم با تو

بارها در دل شـــب پنهـــاني.

 

غربـت و خلوت و فال حافـظ

"و چه فرخنــده شبي" طولاني.

 

همدمم باش و جوابم بده اشك!

تا سحـــــر پيش دلم مي‌ماني؟

 

 

حسين شادمهــر 

برچسب‌ها: حسين شادمهــر ,

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 27


بگو بخند!
یکشنبه 16 آذر 1393 ساعت 15:12 | بازدید : 247 | نویسنده : mfarrokhtalab | ( نظرات )

غم را دگر رها کن و با ما بگو بخند 

هرچند دلشکسته و تنها بگو بخند 



ارزان تر از همیشه شده اشک های ما 

جایِ تمام مردم دنیا بگو بخند 



ما خاطرات دور و درازیمٰ، بیش از این 

با دوستان کهنه مدارا...، بگو بخند 



حتا اگر فراغ نصیبت شده ست، باز 

با یاد دیده بوسی فردا بگو بخند 



با های و هوی زندگی از راه دل مکن 

آری، اگرچه سخت، تو اما بگو بخند 



وقتی که گرد و خاک سفر اصل ماجراست 

بگذار جای فاصله را با بگو بخند 





محمد فرخ طلب فومنی

 



|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 28


دنیای مجازی
شنبه 3 آبان 1393 ساعت 13:08 | بازدید : 229 | نویسنده : mfarrokhtalab | ( نظرات )

شدم سرگرم دنیای مجازی

چو یک کودک که با اسباب بازی

 

مگر در عالم رویا بسازم

بنای عشق را با خانه سازی

 

سپردم دل به دنیایی که در آن
خوشی هایش ندارد سرفرازی

 

نفوذ چشم هایت سال ها پیش

شده الهام بخشِ کشف رازی

 

تصرف کرده خاک سینه ام را

غمت مانند سربازان نازی

 

بتازان و بسوزان و گذر کن

سند خورده به نامت ترکتازی

 

اگرچه تحفه ات درد است، از من

نخواهی دید جز مهمان نوازی

 

 

محمد فرخ طلب فومنی


موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 31


ای خوشا
جمعه 17 مرداد 1393 ساعت 10:37 | بازدید : 250 | نویسنده : hooshyar1234 | ( نظرات )

 

ای خوشا

ای خوشا دل را رهین عشق دلبر داشتن

تاج شاهی بر سریر عشق بر سر داشتن

 

ای خوشا چون بیستون صد تیشه بر تن داشتن

عاشق فرهاد بودن حال خوشتر داشتن

 

ای خوشا چون نی نوای بی نوایان داشتن

طائری در دام بودن بال بی پر داشتن

 

ای خوشا بر بام دنیا کهکشانها داشتن

خوشه ها با نام پروین باغ اختر داشتن

 

ای خوشا با یاس بودن ژاله بر تن داشتن

چون زلیخا یوسفی را شاه و سرور داشتن

 

ای خوشا بر قله دل پرچمی افراشتن

در کلاس عشقبازان درس و منبر داشتن

 

ای خوشا چون شمع بودن شور آذر داشتن

گرد تو پروانه بودن جان دیگر داشتن

 

ای خوشا با گل نشستن یاسمنها داشتن

یادها از سوسن و سرو و صنوبر داشتن

 

ای خوشا در سلسبیلی چشمه دل داشتن

آب رکن آباد و گلگشتی به منظر داشتن

 

ای خوشا با گلعذاران حشر و نشری داشتن

ساقی میخانه بودن دل چو ساغر داشتن

 

ای خوشا از خود رهیدن شوق هجرت داشتن

جامه را بر تن دریدن جان برتر داشتن

موضوعات مرتبط: کلاسیک , نیمایی ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 6


*** دلم را دار خواهم زد***
جمعه 13 تير 1393 ساعت 22:12 | بازدید : 367 | نویسنده : hashem133444 | ( نظرات )

 

   *** دلم را دار خواهم زد ***

 

  شبی بی روی ماهت زار زد  دل

 

  تن تب د ار یک د م  جار زد  :  دل

 

 

  برو  خود  را  به د ا ر  عشق آ و یز

 

  برفت و  ز ندگی را  د ا ر  زد  د ل

 

                                             * هاشم توکلی * شیراز


موضوعات مرتبط: کلاسیک ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 6


سپید
پنجشنبه 15 خرداد 1393 ساعت 16:37 | بازدید : 315 | نویسنده : hashem133444 | ( نظرات )

( کجای کوچه آویزِ چراغی هست ؟)******

*************************************

شب است و خیس

                                                                                              آشفته

ز باران / باد

        سر در گم

کجایِ کوچه آویز چراغی هست ؟

اگر سوسوی نوری از گذرگاهت

به جا مانده است

تا مانده است دور

 از دست باران / باد

کجا دنبالِِ جای پای تو

                  خیره

بروی خاک کوچه /

چشم دوزم

تا رسد این خیس و آشفته

                  به تو

از دست باران / باد

                                                                                        حیرانم

کجای کوچه آویز چراغی هست ؟

-------------------------------                       ***  هاشم توکلی ***

                                                           شیراز              

 

                                                                                           

موضوعات مرتبط: شعر فارسی , کلاسیک , نیمایی , سپید ,

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 15


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 139
:: کل نظرات : 67

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 56

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 109
:: باردید دیروز : 46
:: بازدید هفته : 856
:: بازدید ماه : 3,054
:: بازدید سال : 19,820
:: بازدید کلی : 188,063